ورزش، برگرکینگ و مهاجرین

ورزش، برگر کینگ و مهاجران

مدت‌ها بود که به ورزشگاهی در یک مرکز خرید بزرگ، نزدیک محل سکونتش، می‌رفت. پیش از آن‌که با ور رفتن با وزنه‌ها، دست و پای خود را از گزند فرسودگی مصون بدارد، برای گرم کردن بدنش حدود یک ربع دوچرخه‌سواری می‌کرد. اما آنچه این دوچرخه‌سواری را از پشت شیشه‌های سالن ورزشی جذاب می‌ساخت، قرار گرفتن ساندویچی برگر کینگ درست روبه‌روی سالن بود.

مدت‌ها ساندویچی و رفت‌وآمد انسان‌هایی را که وارد آن می‌شدند، تماشا کرده بود. آنچه بیش از همه نظرش را جلب می‌کرد این بود که در میان مشتریان این ساندویچی، به‌ندرت فردی سوئدی‌تبار دیده می‌شد و تقریباً تمامی مشتریان، مهاجرتبار بودند؛ انسان‌هایی با رنگ‌های گوناگون پوست و تنوع چشمگیر در پوشش. عجیب‌تر آن‌که تمامی کارکنان ساندویچی نیز مهاجرتبار به نظر می‌رسیدند.

مشاهده‌ی این مشتریان مهاجرتبار در برگر کینگ، پرسش‌های بسیاری را در ذهنش برمی‌انگیخت. چرا مشتریان خارجی‌تبار عمدتاً به ساندویچی‌ها گرایش دارند؟ او با نوعی فلسفیدن اجتماعی–روانی–اقتصادی، کوشید دلایلی برای این راز نیمه‌آشکار بیابد. با خود اندیشید شاید مهاجران به اندازه‌ی کافی به اطلاعات مربوط به زیان‌های فست‌فود دسترسی نداشته باشند؛ و با ورود به ساندویچی و خوردن یک همبرگر، ناخواسته به نوعی «تخریب سازنده» دست بزنند: از یک سو با مصرف فست‌فود به افزایش تولید ناخالص ملی کمک کنند و از سوی دیگر، بدن خود را فرسوده سازند.

احتمال دیگر آن بود که توزیع درآمد در جامعه به‌درستی انجام نمی‌شود و همین امر شکاف طبقاتیِ رو‌به‌افزایشی را پدید آورده است. مهاجران، در شرایط تورم ناشی از بحران‌های پیاپی و شوک‌های سیاسی–اقتصادی، و در نتیجه گرانی غذا در رستوران‌های معمولی، ناچارند به ارزان‌ترین گزینه یعنی فست‌فود قناعت کنند. از سوی دیگر، نمی‌توان نقش تبلیغات رسانه‌ای را نادیده گرفت؛ تصویرهای اغراق‌آمیز، براق و وسوسه‌انگیز همبرگرها، اثر روانی خود را بر ناخودآگاه مشتریان می‌گذارند و چربی و نرمی آن‌ها را در اعماق ذهن جا می‌اندازند.

با این حال، آنچه پس از مشاهده‌ی این هم‌نشینی متناقضِ ورزش و برگر کینگ بیش از هر چیز برای او جالب می‌نمود، نه فست‌فود بود و نه سبک تغذیه، بلکه تنوع رنگ پوست و پوشش انسان‌ها بود؛ تنوعی که به‌سختی با ذهنیت محافظه‌کارانه‌ی بخشی از جامعه‌ی سوئد سازگار می‌نماید. این واقعیت، برخلاف میل سیاستمداران نومحافظه‌کارِ چارچوب‌گراست که در ذهن معیوب خود خواهان همسان‌سازی جامعه بوده و هستند. با این همه، تنوع رنگ و پوشش همچنان در جامعه ادامه دارد. و مهم‌تر از همه آن‌که، بر اساس گزارش‌های مرکز آمار درباره‌ی پیر شدن جمعیت سوئد، این کشور ناگزیر از پذیرش مهاجران و مهاجرتباران است؛ نیازی ساختاری که نه با شعار، که با واقعیت‌های جمعیتی و اقتصادی تعریف می‌شود

آزمایشگاه زندگی

شب را خوب نخوابیده بود و برای آزمایش خون وارد آزمایشگاه بیمارستان شد. به دستشویی رفت و خود را در آینه دید. موهای ژولیده اش قصد فرار داشتند. دستی به سر خود کشید و شماره ای را با بی میلی از خاستگاه  شمارگان بیرون کشید و بر صندلی که شاید صدها انسان پیش از او بر آن  نشسته بودند ، قرار گرفت. صندلی زمخت براستخوان هایش با تک ضربه های آرام همچون سمفونی 448  ” سوناتا برای دو پیانو”موتسارت می کوبید. صندلی خود را عوض کرد اما بنظرش رسید همه صندلی ها بد عنق اند و براستخوان ها می کوبند. بر صندلی قرار گرفت و در آرزوی خو کردن با صندلی بود که چشمش به مهاجری افریقایی تبار افتاد که بیشتر به اریتره ایی می مانست. گویی در افکارش جنگ های دوران چریکیش با ارتش اتیوپی می چرخید و زیر لب با خود زمزمه می کرد و گاه به اطراف خود می نگریست. ناگهان ناله ای کرد  و از درد به خود  پیچید.

هیچ کس از منتظران کم حوصله آزمایش به وی توجهی نکردند تا اینکه بعد ازچند دقیقه مهاجری که در گوشه اتاق انتظار آزمایشگاه خزیده بود از جای خود بلند شد و به سوی وی رفت. با وی گفتگو کرد و از حال او پرسید و او جواب داد که دردی شدید در شکم احساس می کند. آن مرد به وی گفت که به پزشک مراجعه کند. و وی پاسخ داد که این درد ناشی از گلوله های دوران جنگ چریکی اش در جنگ با اتیوپی ست و نمی شود کاریش گرد زیرا به جای حساس بدنش فرو رفته است. پس از خوش و بش بین این دو، مرد افریقایی تبار، از وی پرسید کجایی هستی. وی پاسخ داد عراقی ام. مرد عراقی سفره دل خود را باز کرد . وی با صدای بلند گفت که در جنگ ایران وعراق یکی از چشمانش را از دست داده  و داستان نبرد را در خندق های نمور اطراف هویزه را برایش تعریف کرد. وادامه داد که چشمش را بر اثر خمپاره پرتاب شده از سوی ایرانیها از دست داده است. وسپس گفت  جنگ ناعادلانه و غیر انسانی است اما در جنگ به کسی حلوا نمی دهند. یا می میری و یا زخمی می شوی و من چشم خود را از دست دادم. وی پس از کمک به مرد افریقایی تبار به جای خود بازگشت وبرصندلی لجوج و سفتی که از بی حوصله گی رنج می برد، قرار گرفت.

در گوشه ای دیگر پیرمردی ناتوان که بیشتر به امریکای لاتینی ها می مانست بر صندلی بد عنقی نشسته و درحال چرت زدن بود. کنجکاو وی شد و به خطوط موازی صورتش نگریست. بعد از اندکی کنجکاوی لیوان آبی را برداشت و به سوی وی روان شد. در کنارش نشست. بوی عرق می داد. به نظر می رسید که چند روزی ست که دوش نگرفته است. بوی عرق را به کناری زد و لیوان آب را جلو برد و سعی کرد که به وی آب بدهد. پیرمرد خمارآلود سر خود را برگردانید و از وی تشکر کرد.  ودر این حین  گفتگو را آغاز کرد. از جوانی خود و مبارزه در شیلی بر علیه رژیم پینوشه تعریف کرد. ناگهان سرش گیج رفت وداشت از صندلی می افتاد.  درحین چرت زدن لرزش دستهایش شاید نشانگر کابوس های زندان درشیلی بود. رو به وی کرد و پرسید آیا می خواهی ترا از اینجا بیرون برده و پیش  دکتر ببرم. پیر مرد پاسخ داد که: گیجی من از اضطراب های شبانه دوران زندان در دالان های زندان “ویلا گریمالدی” است . با اینکه دکتر  انواع دارو برایم تجویز کرده اما کماکان سال هاست که اضطراب شدید  وگیجی از سرم دست بردار نیست. کاریش هم نمیشه کرد.

 دلش به حال وی سوخت و به یاد دوستانش که در سیاه چال ها زجر کشیدند و بعد به چوبه دار آویخته شدند افتاد. رعشه بر اندامش افتاد و دوران زندگی مخفی خودرا که فقط  به خاطردگرگونه اندیشیدن  بود  بیاد آورد. ترس و اضطرابی که از مرز صد می گذشت وجودش را فرا گرفت. در این میان به خود گفت که من هنوز گاه که غریبه ای نگاهی عمیق و طولانی به من می اندازد. اضطراب تعقیب دوباره بسراغم می آید. و بسرعت سعی می کنم از تیرس وی پنهان گردم . دیری نپایید که داستان  فرار خود و نشستن در قایق کوچک چوبی که شبانه بر اثر طوفان سهمیگین در خلیج فارس به قعر دریا می رفت بخاطر آورد. هر ثانیه آن شب تاریک طوفانی به سال ها می مانست و درهرثانیه گاه  می مرد وگاه زنده می شد. سر خود را بسوی درخت سپیداری که از پنجره آزمایشگاه دیده می شد، چرخاند. ناگهان  بار سنگین دوران وحشت و جولان هیولاهای مومن  در خیابان های شهر را در هوای مطبوع استکهلم را با تلخی در ذهن خود مرور کرد. از میان برگ های درخت سپیدار زنی  خرامان در خیابان راه می رفت،  از خرامان راه رفتن و آرامش گام های آن زن آرامشی صد چندان یافت وذهن مرورگر خود را رها نمود.

سرانجام نوبت آزمایش وی رسید و بعد از آزمایش با سرگشتگی از آزمایشگاه خارج گشت ودرخیابانی اندک شلوغ به طرف راست پیچید و به راه خود ادامه داد. به یاد دوران جوانی خود افتاد که وقتی با اتوبوس درراه شیراز که گاه مسافران صلواتی از ترس پیچ و خم های جاده بشدت پر پیچ و خم سر می دادند و چند دقیقه بعد از آن راننده ترانه خوش بحال مستان سوسن را می گذاشت و مردم پیچ های جاده را فراموش می کردند و عده ای عرق سگی خود را از کیفشان بیرون می کشیدند و می را سر داده و با خواندن ای تیکه ای  از آواز سوسن که ” دنیا که جای امن و آرام نیست، پناهی جز می و جام نیست”  از جهان ناامن با سرمستی فرار می کردند. وهنگامی که به شیراز می رسید درختان کاج وعطر بهار نارنج ترس کتل های جاده شیراز-بوشهر را از تن وی ریخته و سرمست به خوابگاه خود روان می گشت.این خاطرات قدیمی و زیبا سرگشتگی ذهن اورا در فضای استکهلم پرتاب کرد و پس از اندی اضطرابش دود شد بی آنکه که هوا را آلوده کند!

  در طول راه به افریقایی دیگر برخورد که بنظر می آمد ازجنگ سالاران کنگو فرار کرده و لحاف نو و جهانی شده آیکیا بر دوش می کشید. به آنطرف خیابان نگاه می کرد که ناگهان مردی تنومند به وی تنه زد. تعادل خود را از دست داد و با عصبانیت از وی پرسید مگر کوری که من را نمی بینی و راهت را کج نمی کنی. آن مرد که زبان سوئدی با گویش عربی صحبت می کرد فورا طلبکارانه به وی غره رفت. واکنش وی اضطرابش را زنده نمود وبا وجود ترس تلاش نمود وی را آرام نماید و به وی گفت می بخشید و با مهارتی که از برادر بزرگش آموخته بود مرد عرب تبار را آرام کرد. مرد عرب تبار پس از آن از وی آدرسی پرسید. ُسعی کرد به وی کمک نماید و در طول راه مردعرب تبار از قصه های دیرین خود در جنگ داخلی لبنان تعریف کرد. وی گفت که وی مسیحی مارونی و در دوران جنگ داخلی لبنان افسر ارتش بوده  وهمراه گروه  فالانژیست های لبنان علیه دیگرلبنانی ها سال ها جنگیده است. در حین گفتگواز تلف کردن عمر خود در جنگی عبث آهی کشید واز عصبانیت لگد محکمی بر زمین کوبیده و صورتش سرخ گون گشت وبلافاصله  از اضطراب ناشی از دوران جنگ گفت. و قوطی قرص های چندگانه خود را از جیبش بیرون کشید و به وی نشان داد. پس از راهنمایی او به آدرس مورد نظرش ، وی را در خیابانی شلوغ رها کرده و با طنین آهنگ فیروز به راه خود ادامه داد.

 ناگهان سروصدای چند مرد افریقایی تبارکه در بیرون مترونشسته وقوطی های آبجو را سرمی کشیدند نظرش را جلب نمود از کنار آنان رد شد بی آنکه به فلسفه و راز رابطه قوطی های آبجو وسرکشیدن آن بیاندیشد برسرعت گام های مست خود افزود. به ایستگاه اتوبوس نزدیک شد و سوار اتوبوس گشت . کنجکاو مرد سامی تباری ( این مردمان پیش از سوئدیان سفید در این سرزمین می زیستند) که در کنارش نشسته بود شد و از وی پرسید شما را با استکهلم چه کار؟ مرد سامی توضیح داد که دامداری گوزن جز فرهنگ ماست اما ادعای مالکیت شهرداری شمال سوئد  برزمینم وراه افتادن شرکت تولید باتری لیتیم درآن  ورشکسته شده وبه استکهلم آواره شده وبه دنبال یافتن کاری هستم.

 بعد از گفتگو با مرد سامی تبار از اتوبوس پیاده شد. چهره پیرزن فرتوتی در آنطرف خیابان نظرش را جلب نمود. پیرزن  با عصایی فرسوده  لنگان وار بار زندگی را به دوش می کشید . گویی که ساختن دولت رفاه، وی واستخوان هایش را در هم کوبیده بود . در این میان بیاد سالمندان سوئدی افتاد که در ایام دانشجویی خود درتابستان های دوربه آنان کمک کرده بود.  سالمندی سوئدی را بیاد آورد که برای مقابله با فاشسیسم در اسپانیا در کنار مبارزان اسپانیایی جنگیده و یک پای خود را در جنگ داخلی اسپانیا از دست داده وعده زیادی از دوستان سوئدی اش در نبرد علیه فاشیسم  کشته شده بودند . پیرمرد می گفت که پس از شکست مبارزان درجنگ داخلی اسپانیا در نبردی دیگری برای ساختن سوئد و پیشبرد شکل گیری دولت رفاه به سوئد بازگشته و درمدرنیزه کردن راه آهن سوئد شرکت کرده بود.

از اتوبوس پیاده شد و ازرنگارنگی و تنوع انسان ها درمسیرخود لذت برد و به فروشگاه هفت-یازده وارد شد و روزنامه ای خرید.  به سر تیتر روزنامه که نگاه کرد مقاله بلند بالایی در مورد افزایش میزان تیراندازی در سوئد و افزایش گروه های خلافکار در شهر های سوئد فکرش را به خود مشغول کرد. اما بی آنکه به ریشه های  عضو گیری جوانان مهاجر در گروه های خلافکار، محله های جدا افتاده از تحولات دیگر نقاط شهرو نیز نا ادغامی فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی آنان بیندیشد، روزنامه را به کناری زد و به سوی رستورانی ایرانی رفت تا بیاد گذشته کوبیده ایرانی و دوغ مستی آور را در دل استکهلم نوش جان کند.

30 جولای 2023

غنی مجیدی    

مهاجر

از خواب بیدار شد. بسیار خوشحال به نظر می رسید. از اینکه موفق شده و کار خوبی در شرکت اریکسون[1] یافته بود دو چندان راضی بود. به خود گفت چه خوب که درسم را با موفقیت تمام کردم. اکنون هم در آمد خوبی دارم وهم موقعیت اجتماعی ام در میان دوستا نم و از همه مهمتر در میان سوئدی ها بهتراز گذشته است. پگاهینه (صبحانه) را که خورد دوش گرفت، لباس پوشید و از خانه خارج شد و به سوی ایستگاه قطار روان شد. منتظر قطار ایستاد. قطار سر رسید. در که باز شد وارد کوپه قطار شد. سوئد هایی که وارد قطار می شدند  با نگاهی زیر چشمی به او مشکوک وار از کنارش رد می شدند ودر کنار او نمی نشستند. براش سئوالی پیش آمد اما چون خستگی پگاه را داشت  براه خود  با قطار ادامه  داد. به محل کارش که وارد شد مثل همیشه با لبخندی به همکاران سوئدی اش ، سلام کرد. همکارانش با سر تکان دادن از کنارش گذشتند.  دو باره سئوالی مثل برق از خاطرش گشت. ناراحت نشد اما به این فکر کرد  که سال های سال است هنگامی که من و دوستاندر مورد جذب شدگی و تطبیق یافتن در سوئد  گفتگو می کنیم، از  از جذب شدن مان در جامعه نو مباهات کرده و دیگرمهاجران را ملامت می کنیم که برای جذب شدن در جامعه نو  تلاشی ننموده اند. اما ظاهرن بنظر می آید که رفتار سوئد ی ها با جذب شده گان و جذب ناشده گان هیچ فرقی ندارد. وقتی به خانه بر گشت احساس عشق و تنفر به مردم و جامعه نو بهش دست داد. چون ذهنیت سیاسی داشت و سال ها پیش کتابی در باره رابطه استعمار گر و استعمار شونده خوانده بود. حس  کرد عشق و تنفرش به مردم و جامعه نو بسیار شبیه آن رابطه است. و بیاد آورد آمد که در آن کتاب نوشته شده  بود:  وقتی نیروهای استعمارگر از کشورهای زیر سلطه بیرون رفتند مردم مستعمرات سابق و نیز رهبرانشان آرزوی شبی گذراندن در سرزمین های سفیدان را داشتند. و حتا با داشتن تنفراز استعمار کنندگان سابق، اگر توریست سفیدی که برای آفتاب گرفتن به کشور شان می آمد ودر حین خریدن غذا از رستوران شان یا در حین عبور در خیابان به آنان سلام می کرد با نیشگونی باز ولی با احساس تحقیر لبخند می زدند.

 سالها پیش از دوستی که از زندان رهایی یافته شنیده بود که زمانی که در زندان شستشوی مغزی می شد و بازجو قصد داشت بر افکار او مسلط شود و شخصیتش را عوض کند. مدام رابطه اش با بازجو میان عشق و تنفر نوسان داشت. او می گفت وقتی شب ها مرا از خواب بیدار می کردند و یا چند روزمتوالی مرا بیدار نگه می داشتند و یا مرا شکنجه می کردند و سئوال های تکراری مثل پتک به سرم می کو بید و یا گاه از غذا خوردن محروم می شدم از بازجو تنفر پیدا می کردم. ولی روز بعد همین بازجو مهر بان می شد و به من اجازه می داد در هوای آزاد نفس بکشم و یا دستور سرو غذاهای خو شمزه به من می داد فکر می کردم بازجو چقدر مهربان است.  به وی علاقمند می شدم و به سئوالاتش به درستی پاسخ می دادم. ولی ساعتی بعد وقتی باز جو مرا ترک می کرد من دچار بحران فکری می شدم و احساس گناه می کردم. ناگهان از خاطره  دوستش تنش لرزید. باز هم به رابطه خود و جامعه نو فکر کرد. هنوز افکارش را جمع و جور نکرده بود که به یاد داستان دوست دیگرش و رابطه وی با پدرش افتاد. او برایش تعریف کرده بود که پدرش روزی وی را می زد و روزی دیگر به وی شکلات می داد. رابطه دو گانه دوستش با پدرش مدام مثل پاندولی بود که بین عشق و تنفر نوسان می کرد. در فضای ذهنی مغشوشش در پنجره اتاق خود را باز کرد. برگی از درختی که چسبیده به پنجره اش بود بر زمین افتاد. این درخت  به آن درختی می مانست که در آغاز آمدنش به سوئد چسبیده به اتاقی بود که در کمپ پناهندگان در اختیارش قرار داده بودند. وی درآن اتاق دو ماه زندگی کرده بود. آن روز ها در انتظاراجازه اقامت خود بود. و هر روزش برای او مملو از هیجان و التهاب بود. روز ها را میان اضطراب و شادی سپری می کرد. اضطرابش از ترس آن بود که مبادا او را به کشورش که از آن فرار کرده بود برگردانند. و شادی اش برای گرفتن هر چه زودتراجازه اقامت در سوئد بود. فکر می کرد با گرفتن اجازه اقامت زندگی نوینی را آغاز می کند. در کمپ پناهندگان آدم ها از کشور های مختلفی آمده بودند. با یکی از زنان توی کمپ که از کشوری دور دست می آمد دوست شد. این خانم قصه زندگی خود را برایش تعریف کرد. وی می گفت که من با آنکه شوهرم مراکتک می زد بازهم او را دوست داشتم. سال های سال طول کشید که توانستم به کمک خواهرم به خود آمده و ازش جدا شوم. رعشه بر اندامش افتاد و از ترس فشار خونش بالا رفت. از جای خود بلند شد و کتری را پر از آب کرد تا قهوه ای درست کند.

هنگامی که کتری آب را برفرمی گذاشت از فکر کردن در مورد عشق و تنفر دست کشید. به خود گفت من با دانشی که دارم می توانم معمای جذب شده گان و جذب نشده گان در جامعه نو را  بازگشایی نمایم.  حال آنکه این معما از فرمول های ریاضی که در دانشگاه  فنی سلطنتی استکهلم خوانده بود بسیار پیچیده تر بود. او خودکار خود را برداشت و دو معادله دیفرانسیل دینامیک را یکی برای جذب شده گان و دیگری برای جذب نشده گان نوشت. ساعت ها در بازگشایی دو معادله کوشید ولی در پایان نتوانست گره دو معادله را بازگشایی نماید. از دانش علمی خود در ریاضی کاربردی کمک گرفت و برای حل این معزل با نوشتن الگوریتمی در مت لب[2] به ریاضی اعداد[3] دست یازید باز هم گشایشی حاصل نشد. زیرا که رایانه اش ظرفیت حل مشکلی به این پیچیدگی را نداشت. از جای خود بلند شد و قدمی در خانه زد. نفس عمیقی کشید از نشستن و فکر کردن خسته شده بود. کمی هم کمر درد گرفته بود. بد و بیراهی به میزش داد. و با بی میلی سرانجام به پشت میزش بازگشت. بعد از کمی فکر کردن به دانش خود در علوم اجتماعی و انسانی روی آورد. و کتابی را که از ژولیا کریستوا[4] بنام  بیگانه با خودمان[5]  خوانده بود ، بیاد آورد که در مورد مهاجرین نوشته شده بود. اینکه جامعه نو در تلاش است به مها جرین وانمود کند  که شما نخبه گان مها جر ازغیرنخبه گان تان فرق دارید و مورد ستایش درجامعه نوهستید و شما قابلیت جذب شدگی بهتری دارید. جامعه جدید سعی در دیکته کردن از خود بیگانگی در نخبه گان بود.  با خود فکر کرد که این خیالی بیش نیست و از خود بیگانگی مطلق که کاری ناممکن است تنها ما را در فانتزی های خود بزرگ بینی غرق نموده و از شخصیت خود تصوری خیالی و مجازی پیدا خواهیم کرد. این فکر او را نامید نمود  و دست خود را با خشمی انفجاری محکم به دیوارکوبید. دستش درد گرفت. سرش را بر گرداند و چشمانش به شیشه کافه ای که روی میزی کمی دورتر از وی بود، افتاد. برآن نوشته شده بود تجارت عادلانه[6]. نتوانست آنرا بفهمد. فکر کرد مگر تجارت عادلانه هم بین ضعیف و قوی وجود دارد. ذهنش متوجه رابطه مرکز و پیرامون[7] شد. دستی به مو ها یش کشید و سپس قهوه را که بر میزش بود و رو به سردی می رفت نوشید. ازمزه و بوی قهوه کلمبیایی لذت برد و جان تازه ای گرفت.

 ناگهان قهوه کلمبیایی ذهنش را به سوی موضوع جدیدی چرخاند.  بیاد بحث های جامعه چند فرهنگی که  این روز ها در وسایل ارتباط جمعی داغ است افتاد. به خود گفت چه بهتر که من هم چند فرهنگه باشم.  زیرا که آسان تر می توانم در دهکده کوچک جهانی زندگی کنم. اعتماد بنفس زیادی  پیدا کرد وداستان عشق و تنفر را با نفسی عمیق به هوا فرستاد. سپس با خود گفت راستی چند فرهنگه بودن با  گوناگونی اش به من لذت بیشتری می دهد و من می توانم از تمام فرهنگ ها بهترو بیشترلذت ببرم. در عشق چند فرهنگه بودن بود که ناگهان تلفنش زنگ خورد. فکرکرد کیه که این موقع شب زنگ می زنه. در برداشتن گوشی تردید داشت. با بی میلی گو شی را برداشت. دوستش بود  و کمک می خواست. دوستش گفت که من به جای بنزین از اتانول استفاده می کنم ولی مثل اینکه اتانول به درستی به موتور ماشینم نمی رسه.  به وی گفت خب من چه کمکی می تونم بهت بکنم. دوستش گفت به دوستم ک زنگ بزن تا بیاد بهم کمک کنه. گفتگو را قطع کرد و به ک زنگ زد و ماجرا را براش تعریف کرد. گوشی را گذاشت. به خود گفت راستی دولت و مردم در غرب چقدر دیوانه اند ،که برای کاهش آلودگی هوا به شرکت هایی مولد اتانول  یارانه می دهند. اما خیلی از مردم در کشور های تولید کننده شکر غذائی برای خوردن نداشته و غذای آنان سوخت ما شین های ما میشه. به کوته فکری خود و آدم ها غبطه خورد.  واز سیاستمداران و لوبیست های اتانول بدش آمد.

  با کلنجاررفتن با چیز های متفاوت رفته رفته خستگی او را از پا در می آورد. وسایل اش را جمع کرد. یاد پدر بزرگش افتاد که شب ها داستان های کلیله و دمنه را براش تعریف می کرد. او بهش توصیه می کرد که وقتی ذهنت به جایی قد نکشید زیاد فکر نکن چون هم سرت درد میاد وهم فکر کردن خوابت را بهم می زنه. از خو نه برو بیرون و به ستاره ها نگاه کن آرامش می یابی. دوری ستاره گان فکر کردن را از تو دور می کند و ساعت ها از آدمها دور میشی و به اونا فکر نمی کنی.  پنجره اتاقش را باز کرد ولی از ستاره ای در آسمان خبری نبود و آسمان سیاه و ابری بود. پنجره را بست. یاد پدر بزرگش و داستان های شبانه او ، به او آرامش داد. دیر هنگام شب بود.  بلند شد و به حمام رفت و مسواکش را برداشت و با خمیر دندانی که در چین تولید شده بود ، مسواک زد. و شادان به طرف اتاق خوابش رفت که بخوابد. وقتی پتو بر سر خود کشید از آرامش چند فرهنگی بودن به خواب عمیقی فرو رفت.

غنی مجیدی

20 مارس 2009


[1] شرکت تلفن همراه سوئدی

[2] Math Lab

[3] Numerical method

[4] نویسنده ، زبان شناس و مهاجر بلغاری ساکن فرانسه

[5] stranger to ourselves

[6] Fair trade

[7] centre and priphery

China and Middle East- In English

China and Middle East

China systematically and gradually grew its presence in the Middle East. Due to China’s lack of historical, political, economic, technological, and cultural presence in the region, it still seems unlikely that it will be able to replace the USA and Europe in the Middle East in the short to medium term and emerge as a major player in the area. China’s current main interests are maritime security and trade with the Middle East. Maritime and commercial security will support both the security of China’s exports to the Middle East and the security of its imports of energy and raw materials from the region.

China also wants to continue its Middle Eastern development and advance the “Belt and Road Initiative” program. This plan aims to boost global infrastructure spending and connect Asia, Africa, and Europe through a network of land and maritime trade routes. However, the importance of this initiative lies in the strengthening of global economic linkages and the advancement of China’s geopolitical goals. It is crucial to remember that this endeavor started in countries like Russia, Central Asia, and Africa and has now expanded to encompass Saudi Arabia and other Middle Eastern countries.

The Middle Eastern countries are drawn to a collaboration with China because of its non-interference in the political affairs of those countries. The Chinese strategy is very different from how Western countries, especially the United States of America, which has a history of military interfering in Middle Eastern countries, conduct their foreign policy. In their interactions with China, the United States, and Europe, the majority of Middle Eastern countries, from Egypt to those in the Persian Gulf, want to retain their political neutrality. Throughout the transition to the future multipolar world, the policy of strategic balancing between the Middle Eastern countries and China, the United States, and Europe has proven to be quite prudent.

While there are now difficulties in the diplomatic ties between Saudi Arabia and the United States. However, political talks between Saudi Arabia and the United States of America are in progress, and the two countries are trying to patch up their strained ties. Iranian interests lie in considering a balanced relationship with both China and Russia on the one hand, and Europe and the US on the other. Iran should halt its one-sided interactions with both China and Russia. Maintaining a one-sided relationship with China and Russia is a strategic mistake since these countries not only ignore Iran’s national interests but also actively seek to thwart them. Despite the fact that the Iran-China economic agreement has been made public, the Chinese have refrained from revealing its details and putting it into effect. It is a result of the economic embargo and Iran’s flawed regional and international policy.

However, by maintaining political and economic ties with the West, the Middle Eastern nations, particularly those in the Persian Gulf region, have been able to maintain harmonious relations with China and Russia. China has spent billions of dollars in Saudi Arabia, Iraq, Qatar, Oman, and the United Arab Emirates at the same time that the US and Europe are making investments in nations in the Persian Gulf.

The long-term cultural influence of the West in the Middle East is one of the issues that will keep the West’s foothold in the region strong in the medium term. The cultural-economic behavior of the people of the Middle East, which is reflected in the behavior of consumerism, as well as the dominance of the Western cultural belief of the citizens of the Middle East, is another factor of the software power of the West in the Middle East. Changing the economic and cultural behavior of the citizens of the Middle East and accepting the Chinese cultural way of production, consumption and organization requires a long-term process.

How the reproduced Chinese modern-postmodern culture will be created is a complex and ambiguous issue for now. Will China be able to present to the world a new and attractive culture based on Chinese tradition and combining it with today’s modern culture to make a cultural impact in the global arena as well as in the Middle East? Probably, the birth of such an attractive culture is not possible in the short and medium term. Therefore, considering the step-by-step presence of China in the Middle East and the mediation between Iran and Saudi Arabia, as well as China’s proposal to reduce the tension between Israel and the Palestinians, it is still too early for Chinese diplomacy to replace the diplomacy of the United States of America and Europe in the Middle East.

China, economy, and Middle East

China’s recent diplomatic efforts in mediating between Iran and Arabia drew all attention to China and its role in the Middle East, and even many political experts praised China’s diplomatic role. However, before China’s involvement in this matter, extensive efforts were made by Iraq and Oman to re-establish relations between Iran and Saudi Arabia, and finally, with the efforts of China, Iran and Saudi Arabia resumed their diplomatic relations. However, despite this diplomatic effort, China places a high priority on its Maritime security and trade ties with the Middle Eastern nations. Among them, China is one of Saudi Arabia’s major trading partners.

In 2021, the trade between Saudi Arabia and China was about 87 billion dollars, of which China exported 30 billion dollars of goods to Saudi Arabia and Saudi Arabia imported 57 billion dollars of goods, the majority of which was oil from Saudi Arabia. The Saudi Investment Fund has invested billions of dollars in China, and China has invested in Saudi Arabia with a contract in the field of solar energy to produce 300 megawatts of electricity and has partnered with 49% of the share of EKWA, a company that invests in the field of renewable energy. In addition, China has signed a contract worth 500 million dollars for iron extraction with Saudi Arabia.

In comparison to Saudi Arabia, the share of Iran’s trade with China is at a much lower level compared to Saudi Arabia. Iran’s import from China in 2022 will be equal to 890 million dollars, and its export to China will be equal to 350 million dollars. Although not much is known about China’s 25-year investment contract in Iran, which is said to be worth 400 billion dollars, according to many experts, this contract can increase China’s influence in Iran and, naturally, in the Middle East. China has invested in other Middle Eastern countries such as the United Arab Emirates, Qatar, Oman, and Iraq, and in recent years the import of energy and raw materials from these countries to China has increased.

China has taken several recent moves, including providing Turkey and Egypt with financial aid to help them pay their debts. China is working to grow the Shanghai Cooperation Organization, persuade Middle Eastern nations to join, and will thereafter improve its political and economic position with the Middle Eastern nations’ admission to the Shanghai Cooperation Organization.

On the other hand, by increasing its political, economic, and military relations with the countries of the Middle East, China wants to prevent these countries from joining NATO.

Due to the significant number of military purchases made in the Middle East, particularly by the wealthy countries of the Persian Gulf, China has begun to compete with Western nations in the export of weapons. China has recently exported drones to Saudi Arabia, the United Arab Emirates, Iraq, Jordan, and Oman, according to a report on the American website Defense News, while Egypt and Saudi Arabia are in talks with China to purchase the Chengdu-J10C advanced fighter. The Middle East countries adhere to the policy of purchasing weapons from China as part of their plan to lessen their political reliance on the United States of America and Europe.

The gradual shift in Saudi Arabia’s economic strategy toward the United States of America, however, is striking. Saudi Arabia signed military agreements with China and Russia in response to a decline in oil production in spite of US threats. The two biggest oil importers from Saudi Arabia, China, and India, have been informed that going forward, no transactions involving oil will be conducted in dollars. and payments for oil with these two nations will be made in Indian rupees and Chinese yuan. If oil trades with all BRICS nations were conducted in their own currencies, the US will lose 7 trillion petrodollars as a result. Consequently, the American economy will experience difficulties. The West’s reliance on Saudi oil will likely decline now that Saudi Arabia is aware that the United States and European nations will switch from oil and gas to renewable energy sources in the coming years. Saudi Arabia has therefore increased its oil exports to Asian nations in recent years, particularly China and India. Saudi Arabia has also declared its membership in the BRICS currency basket, which will include the currencies of South Africa, China, India, Brazil, and Russia. The dollar will lose more ground if Saudi Arabia joins the BRICS currency basket because fewer transactions in dollars will take place between Saudi Arabia and Europe and the USA.

Conclusion

China will need to play a more active role in the Middle East and globally in the future due to the growth and expansion of its economy and China’s gross domestic output will surpass that of the United States, this will further challenge the American political strategy in the region. However, in the medium term, China will not be able to take the place of the United States of America in the Middle East due to the causes listed above. In terms of economic ties, the efforts made by China and the BRICS members to replace the dollar with a new currency and the rise in oil trade with Middle Eastern oil-producing nations are noteworthy. The dominance of the dollar will be challenged because Saudi Arabia is using the BRICS currency or a basket of currencies from the BRICS member countries, which has reduced the number of transactions with the dollar. China’s recent attempt to create an international payment system to replace SWIFT could challenge the financial infrastructure established by the United States.

But what is very important for China in the Middle East in the short and medium term is commercial, maritime, and economic security. The consequence of this will be China’s political influence in the Middle East in the long run. However, China’s relationship and proximity to Middle Eastern nations will help the United States of America in the short run to resolve issues. China may be able to challenge the position of the United States of America and Europe in the Middle East in the medium term, but it will take a long time for China to develop an appealing, contemporary culture as a soft power, and oppose the alluring Western culture on globally and particularly in the Middle East.

In the short and medium terms, I believe that America will continue to be the dominant power in the Middle East. Additionally, even if it withdraws from the region, the US will work to replace Abrahamic-NATO-. Additionally, if Abrahamic-NATO fails, it will take steps to establish a dual containment and open a chasm between Middle Eastern nations in order to facilitate new alliances. It is important to note that this concern should be brought up and questioned: Will not the systemic similarities speed up China alliance with the authoritarian governments in the region and will strength a political-economic-military ties, if the majority of authoritarian regimes in the Middle East continue to rule for a protracted period of time, i.e., in the long run?  If not, how closely does the pole of the countries in the Middle East cooperate with the pole dominated by China?

Middle East and US -In English

The US strategy in the Middle East is to fill the exit vacuum with the Abrahamic NATO in the Middle East  Meanwhile, American diplomacy succeeded in encouraging Arab countries to join the Abraham Accords. Egypt, Morocco, the United Arab Emirates and Bahrain have already joined the Abraham Accords but despite the success of the United States the efforts to encourage the region’s most important country, Saudi Arabia, to join the pact have failed.  Recent US efforts to get Saudi Arabia to join the treaty would meet Saudi conditions, including the formation of a Palestinian state, a condition that Israel’s right-wing government strongly opposed accepting it, because according to the ideological doctrine of the Israeli right-wing parties, it is not possible to accept a Palestinian state.

On the other hand, since Saudi Arabia considers itself one of the most important regional players in the political and strategic games of the region, it is unfortunate to be placed under Israel’s leadership in the agreement. In addition, Saudi Arabia conditioned the accession to the treaty on the beginning of nuclear research on its territory and the consent of the United States and Israel. From this condition, it can be concluded that Saudi Arabia has no other goal than to create a strategic balance with Israel and Iran. But this is the most difficult condition that the US and Israel can agree on.

Therefore, despite American pressure, Saudi Arabia still refused to join the Abraham Accords, and American efforts have so far failed. Since 2019, however, Saudi Arabia has established informal security relations with Israel and opened its airspace to Israeli airlines. Another obstacle to Saudi Arabia joining the Abrahamic agreement is the religious political role and credibility of Saudi Arabia among Muslim countries. Therefore, this country’s public relations with Israel can undermine its religious and political credibility among Muslim countries.

The early accession of the UAE to the Abraham Accords and its regional interventions and adventures, including its involvement in the Yemen war and its recent role in the Sudan war, i.e. support for the Rapid Support Force led by General Hamidt. In addition, financial support to Ethiopia for the construction of the Al-Nehza Dam on the Nile to deprive Egypt of Nile water and the resulting weakening of Egypt. The strategic game of the UAE can be classified as a political game that Israel plays in the region, and the weakening of Egypt can remove Egypt from the stage of regional competition.

Saudi Arabia’s recent diplomatic efforts in the Arab League to support Syria’s joining the Arab League take place within the framework of political-strategic competitions and alignments in creating political balance in the region. Saudi Arabia and Egypt’s support for General Abdul Fattah al-Burhan in the Sudanese civil war is a competition with the United Arab Emirates, and indirectly with Israel.

Before the start of the recent civil war in Sudan, the USA and U.A.E with political pressure and economic enticement. tried to persuade Sudan to join the Abraham accord. However, due to the competition between Sudan’s military leaders, namely General Al-Burhan and General Hamidti, the efforts of the United States, United Arab Emirates remained fruitless. Meanwhile, Sudan has established informal relations with Israel for some time.

On the other hand, the diplomatic relation between Iran and Saudi Arabia with China`s mediatory, and Iran’s effort to have relations with Bahrain takes place precisely in the field of this regional strategic game. Morocco wants the support of the United States and Israel to recognize the annexation of the occupied Western Sahara, joined the Abraham agreement. On the other hand, given the political and military rivalry between Morocco and Algeria, Morocco can acquire advanced weapons from Israel and the United States by joining the Abraham Pact.

The Abrahamic NATO agreement pursues the following goals:

1. Isolating Iran

2. Reducing the influence of China and Russia in the Middle East region

3. Israel’s economic access to the markets of regional countries through the export of goods and the sale of weapons, and most importantly, the solution of the Palestinian issue within the cantonal autonomy. Because the formation of a Palestinian government could lead to a 70 percent reduction in Israel’s water quota from the Jordan River, and the country faces a serious water shortage problem.

4. Israeli hegemony and supremacy in the Middle East and the Arab countries commitment and adherence to American Israeli policies.

But what can neutralize Abrahamic NATO or create a strategic balance in the Middle East is the formation of a regional agreement between Syria, Iraq, Arabia and Iran and Egypt, which have both military, economic and political power in the region. This agreement can act independently in negotiations in the global political and economic arena and lay the foundation for the formation of a pole in the future multipolar world.

But when it comes to Iranian politics, Iran needs to shed its illusory political, cultural and ideological shell and adjust real politics based on national interests both regionally and globally. Iran should treat countries in the region, especially its allies, with mutual respect and  stop arming militia groups in the region and encourage them to act as political and civil organizations in Iraq, Syria, Lebanon, and Yemen.

In addition to changing Iran’s behavior in the region, Israel must also put aside its illusory political-ideological imagination based on the legendary of Nile-Euphrates ideology and the policy of divide and conquer to ensure its regional supremacy. Furthermore, by recognizing the formation of the Palestinian state ensures its presence as a member of the Middle Eastern countries.

Conclusion

The era of ideology-based alliance building is over, and the end of the one single imperial world power era is over. But unfortunately, the United States and Europe still live with the illusion of a unipolar western-centric world and white supremacy. But the history washes away this illusion soon. The multi-polar world is a reality soon. In the multi-polar world, diplomatic flexibility and regional alliance and inter-regional strategic balance can provide and sustain the national interests of all countries including the Middle East countries. How the role of countries in this regional framework or regional alliance can be defined depends on their geostrategic weight and their economic-political-cultural capabilities.

But the politicians, intellectuals and citizens of the Middle East would do well to put aside tribalism and understand a new interpretation of history to understand the new world multipolar order. It can promote unity and cooperation in the various political, economic, cultural, and social fields of the countries of the region.

China and Middle east

چین و خاورمیانه

چین آرام و سنجیده جای پای خود را در خاورمیانه باز کرده است. و اما به دلیل عدم حضور تاریخی، سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیک و فرهنگی در منطقه هنوز بعید بنظر می‌رسد که چین بتواند در کوتاه مدت و میان مدت جای ایالات متحده امریکا و اروپا در خاورمیانه را گرفته و هم چون بازیگری استراتژیک در خاورمیانه ظاهر گردد. آنچه که اکنون برای چین در خاورمیانه حائز اهمیت و از اهداف استراتژیک این کشور محسوب می شود، امنیت دریایی و تجاری است. امنیت دریایی و تجاری به چین کمک خواهد کرد که این کشور  با خیال راحت هم  کالاهای خود را به خاورمیانه صادر و همچنین امنیت واردات منابع انرژی و منابع خام از خاورمیانه تضمین گردد. علاوه بر آن چین خواستار توسعه پروژه “ابتکار کمربند و جاده” و ادامه مسیر آن در خاورمیانه است. هدف این پروژه، توسعه جهانی سرمایه گذاری در زیرساخت‌ها و نیز اتصال آسیا، آفریقا و اروپا از طریق شبکه‌ای از مسیرهای تجاری زمینی و دریایی است. اما آنچه که این پروژه را با اهمیت ساخته ایجاد ارتباط اقتصادی بین‌المللی و نیز پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک چین در سطح جهان است. شایان ذکر است، که این پروژه ابتدا از روسیه، آسیای میانه و کشورهای آفریقایی آغاز، و اکنون نیز دامنه آن به خاورمیانه و از جمله عربستان گسترش یافته است.

آنچه رابطه با چین برای کشورهای خاورمیانه را جذاب نموده عدم مداخله چین در امور سیاسی کشورهای خاورمیانه است. این ویژگی چین با شیوه مراوده کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده امریکا که با مداخلات نظامی در کشورهای خاورمیانه همراه بوده تفاوت فاحشی دارد. ضمنا اکثر کشورهای خاورمیانه از مصر گرفته تا کشورهای حوزه خلیج فارس خواهان حفظ بی طرفی سیاسی خود در رابطه با چین و ایالات متحده و اروپا هستند. سیاست توازن استراتژیک میان کشورهای خاورمیانه و چین و ایالات متحده و اروپا راهبردی بس عاقلانه در دوران گذار به جهان چند قطبی آینده می باشد. در این میان هرچند که رابطه دیپلماتیک میان عربستان سعودی و ایالات متحده با دشواری‌هایی روبروست اما گفتگوهای سیاسی میان عربستان و ایالات متحده آمریکا در جریان است،  و دو کشور در تلاشند که رابطه تیره شده میان دو کشوررا ترمیم نمایند.

در خاورمیانه جمهوری اسلامی ایران تنها کشوریست که خواهان روابط با چین و روسیه است. غافل از اینکه رابطه یک سویه با کشورهای روسیه و چین منافع اقتصادی ایران را نه تنها تامین نمی کند بلکه موجب پایمال شدن منافع اقتصادی و سیاسی ایران توسط این دو کشور خواهد شد. با وجود علنی شدن موضوع قرارداد اقتصادی میان ایران و چین، چینی‌ها به دلیل ضعف ایران ناشی از سیاست‌های نادرست منطقه‌ای و نیز بین‌المللی و وجود تحریم اقتصادی ایران از افشای محتوای و نیز از اجرای آن پرهیز کرده‌اند. حال آنکه کشورهای خاورمیانه مخصوصا کشورهای حوزه خلیج فارس با داشتن رابطه سیاسی و اقتصادی با غرب موفق شده اند، روابط اقتصادی و سیاسی متوازنی با چین و روسیه داشته باشند. همزمان با سرمایه گذاری غربی‌ها، چین نیز میلیاردها دلار در عربستان،عراق، قطر، عمان و امارات متحده عربی سرمایه گذاری نموده است.

 تاثیر فرهنگی طولانی مدت غرب در خاورمیانه از جمله مسائلی‌ست که جای پای غرب را در منطقه در میان مدت محکم نگه خواهد داشت. رفتار فرهنگی-اقتصادی مردم خاورمیانه که بازتاب آنرا در شیوه رفتار مصرف‌گرایی و نیز سلطه غرب باوری فرهنگی شهروندان خاورمیانه، از دیگر عوامل قدرت نرم افزاری غرب در خاورمیانه است. تغییر دررفتاراقتصادی و فرهنگی شهروندان خاورمیانه و پذیرش شیوه فرهنگی چینی در تولید و مصرف نیازمند فرایندی درازمدت است. اینکه فرهنگ بازتولید شده مدرن-پسامدرن چینی چگونه خلق خواهد شد، فعلا موضوعی پیچیده  و غامض است. آیا چین قادر خواهد بود برای تاثیر گذاری فرهنگی در عرصه جهانی و نیز خاورمیانه فرهنگ نوین و جذابی را براساس سنت چینی و تلفیق آن با فرهنگ نوین امروزی به جهان عرضه نماید؟ محتملا زایش چنین فرهنگ جذابی در کوتاه و میان مدت امکان‌پذبر نمی‌باشد. بنابراین با توجه به حضور گام به گام چین در خاورمیانه و میانجی‌گری میان ایران و عربستان ونیز پیشنهاد چین برای کاهش تنش میان اسرائیل و فلسطینیان، هم‌چنان زود است  که دیپلماسی چین بتواند جایگزین دیپلماسی ایالات متحده آمریکا و اروپا در خاورمیانه گردد.

چین،اقتصاد و خاورمیانه

تلاش‌های اخیر دیپلماتیک چین د رمیانجی‌گری میان ایران وعربستان همه نظرها را بسوی چین و نقش آن در خاورمیانه جلب نمود و حتی بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی نقش دیپلماتیک چین را تحسین نمودند. حال آن که برای ایجاد روابط مجدد میان ایران و عربستان، پیش از ورود چین به این ماجرا تلاش‌های گسترده‌ای از سوی عراق و عمان صورت گرفته بود که بالاخره با تلاش چین، ایران و عربستان روابط دیپلماتیک خود را مجددا از سر گرفتند. اما آنچه برای چین درخاورمیانه اکنون ازاهمیت بسزائی برخوردار است، سرمایه‌گذاری و روابط اقتصادی با کشورهای خاورمیانه است. چین از بزرگترین شرکای تجاری عربستان در خاورمیانه است.  در سال 2021 تجارت میان عربستان و چین در حدود 87 میلیارد دلار بوده است که از این مبادلات تجاری چین 30 میلیارد دلار به عربستان کالا صادر نموده و عربستان 57 میلیارد دلار کالا که سهم عمده ی آن را نفت تشکیل می دهد، وارد نموده است.  صندوق سرمایه گذاری عربستان میلیاردها دلار در چین سرمایه گذاری نموده و چین هم با قراردادی در حوزه انرژی خورشیدی برای تولید 300 مگاوات برق در عربستان سرمایه گذاری نموده و در مقابل 49 درصد شرکت اکوا که در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه گذاری می‌کند  شریک شده است. علاوه بر آن قراردادی به مبلغ 500 میلیون دلار برای استخراج آهن با عربستان امضا نموده است.

اما در مقابل سهم تجارت ایران با چین در مقایسه با عربستان در سطح بسیار پایین ترقرار دارد. واردات ایران از چین  در سال 2022 برابر با 890 میلیون دلار و صادرات آن به چین معادل 350 میلیون دلار بوده است. هرچند از قرارداد سرمایه گذاری 25 ساله چین در ایران که گفته می شود  400 میلیارد دلار است، اطلاع چندانی در دست نیست اما به نظر بسیاری از صاحب نظران، این قرارداد می تواند موجب افزایش نفوذ چین در ایران و به طبع آن در خاورمیانه گردد. چین در دیگر کشورهای خاورمیانه چون امارات متحده عربی، قطر، عمان و عراق سرمایه گذاری نموده و در سال‌های اخیر واردات انرژی ونیز مواد خام از این کشورها به چین افزایش یافته است. از دیگر اقدامات اخیر چین کمک اقتصادی به ترکیه و مصر برای پرداخت بدهی های اقتصادی خود بوده است. چین در تلاش است که سازمان همکاری شانگهای را گسترش داده و کشورهای خاورمیانه را به پیوستن به این سازمان ترغیب نموده و جایگاه سیاسی و اقتصادی خود را با ورود کشورهای خاورمیانه به سازمان همکاری شانگهای تقویت نماید. از سوی دیگر چین با افزایش روابط سیاسی، اقتصادی ونظامی خود با کشورهای خاورمیانه، می خواهد مانع پیوستن این کشورها به ناتو گردد.. چین در حوزه صادرات اسلحه با توجه به حجم بالای خرید اسلحه در خاورمیانه و مخصوصا خرید اسلحه توسط کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس، وارد رقابت با کشورهای غربی شده است. بر اساس گزارش سایت آمریکایی دیفنس نیوز چین اخیرا به عربستان، امارات متحده عربی، عراق، اردن و عمان پهباد صادر نموده و مصر و عربستان در حال مذاکره با چین برای خرید جنگنده پیشرفته چنگدو-جی 10 سی هستند. سیاست خرید اسلحه از چین توسط کشورهای خاورمیانه در چارچوب استراتژی این کشورها برای کاهش وابستگی سیاسی به ایالات متحده امریکا و اروپا دنبال می شود.

اما آنچه که قابل توجه است تغییر گام به گام سیاست اقتصادی عربستان با ایالات متحده آمریکاست. عربستان با کاهش تولید نفت ونیز پس از آن تهدید ایالات متحده ، قرارداد های نظامی با چین و روسیه منعقد نمود.عربستان نیز اعلام نمود که از این پس معاملات نفتی خود را با دو کشور وارد کننده عمده  نفت عربستان  یعنی چین و هند با دلار نخواهد بود و معاملات  نفتی با این دو کشور با یوان چینی و روپیه هند صورت خواهد گرفت. اگر معاملات نفتی با تمام کشورهای عضو بریکس  با واحد پولی این کشور ها صورت گیرد، این معاملات ایالات متحده آمریکا را از 7 تریلیون پترو-دلار محروم خواهد کرد. و در نتیجه اقتصاد ایالات متحده امریکا را با مشکلات عظیم اقتصادی روبرو خواهد ساخت. به گمانم  با توجه به اینکه عربستان سعودی دریافته است که ایالات متحده و کشورهای اروپایی درسال های آینده انرژی تجدیدپذیر را جایگزین نفت و گاز خواهند نمود وبنابراین وابستگی غرب به نفت عربستان کاهش خواهد یافت. بنابراین در سال‌های اخیر عربستان حجم صادرات نفتی خود را به کشورهای آسیایی بویژه چین و هند افزایش داده است. علاوه براین عربستان پیوستن خود را به سبد پولی بریکس که متشکل از واحد های پولی کشورهای چین، هند، برزیل ، روسیه و افریقای جنوبی خواهد بود، اعلام نموده است. پیوستن عربستان به سبد پولی بریکس باعث کاهش حجم معاملات کشورهای عضو بریکس با عربستان با دلار گشته و این خود دلار را بیشتر تضعیف خواهد نمود.

سخن پایانی

با توجه به رشد و گسترش اقتصاد چین و عبور تولید ناخالص ملی چین از ایالات متحده آمریکا، چین در آینده ناچار خواهد بود که نقش فعال تری را در خاورمیانه و در سطح جهان به عهده بگیرد و سیاست ایالت متحده را در خاورمیانه با چالش بیشتری روبرو سازد. اما با توجه به عوامل یاد شده در بالا جایگزینی چین به جای ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه در میان مدت امکان پذیر نخواهد شد. در حوزه اقتصادی با توجه به تلاش چین و کشورهای عضو بریکس برای ایجاد واحد پولی جدید بجای دلار و افزایش معاملات نفتی کشورهای نفتی خاورمیانه بویژه عربستان با واحد پولی بریکس و یا سبد پولی از واحدهای پولی کشورهای عضو بریکس حجم مبادلات با دلار کاهش یافته و در نتیجه سلطه دلار به چالش کشیده خواهد شد. ناگفته نماند که تلاش اخیرچین برای ایجاد سیستم پرداخت بین المللی جایگزین سویفت می‌تواند زیرساخت های مالی ایجاد شده توسط ایالات متحده را به چالش بکشد.

اما آنچه در کوتاه و میان مدت برای چین در خاورمیانه از اهمیت بسزایی برخوردار است، امنیت تجاری، دریایی و اقتصادی است. پیامد این امر در درازمدت نفوذ سیاسی چین در خاورمیانه به همراه خواهد داشت. اما ایالات متحده امریکا در کوتاه مدت از رابطه و نزدیکی چین با کشورهای خاورمیانه برای رفع منازعات سود خواهد جست. چین شاید بتواند در میان مدت در حوزه اقتصادی، سیاسی و نظامی نقش ایالات متحده آمریکا و اروپا را در خاورمیانه با چالش روبرو ساخته، اما در حوزه نرم افزاری یعنی فرهنگ ، چین به زمانی طولانی نیاز دارد که بتواند با خلق فرهنگی جذاب، فرهنگ مدرن و جذاب غربی را در سطح بین المللی ونیز خاورمیانه وادار به عقب نشینی نماید.  به گمانم خاورمیانه همچنان در کوتاه ومیان مدت حیات خلوت ایالات متحده آمریکا خواهد ماند. و حتی در صورت ترک خاورمیانه ، ایالات متحده آمریکا تلاش خواهد کرد که ناتوی-ابراهیمی را جایگزین خود نماید. و اگر هم ناتوی-ابراهیمی ناموفق ماند برای ایجاد مهار دوگانه به یارگیری و ایجاد شکاف میان کشورهای خاورمیانه برای صف بندی های جدید اقدام خواهد نمود. شایان ذکر است که این سوال را باید مطرح نمود: اگر در دراز مدت اکثر سیستم های اتوریته گرا در خاورمیانه بر اریکه قدرت باقی بمانند، آیا تشابه سیستمیک موجب نخواهد شد که چین و اکثر کشورهای خاورمیانه در آینده ای سریع‌تر در یک قطب سیاسی-اقتصادی-نظامی در سطح بین المللی قرار گرفته ویا به همکاری استراتژیک میان-قطبی ادامه دهند؟

Middle East and US

خاورمیانه و استراتژی امریکا

 

 استراتژی ایالات متحده درخاورمیانه جایگزین کردن نقش خود با پیمان ناتوی-ابراهیمی به رهبری اسرائیل است. تاکنون کشورهای عرب مصر، مراکش، امارات متحده عربی وبحرین به این پیمان پیوسته اند وتلاش های ایالات متحده امریکا درشکل گیری این پیمان موفق بوده است ولی تنها حلقه گم شده وبسیارمهم این پیمان عربستان است.  تلاش های اخیر ایالات متحده امریکا برای قانع کردن عربستان برای پیوستن به این پیمان، با اما واگرهای عربستان وشروطی ازجمله برسمیت شناختن و شکل گیری دولتی فلسطینی از سوی اسرائیل است که کابینه راست گرای اسرائیل در برابرقبول این شرط مقاومت کرده وبا پذیرش آن بشدت مخالف است، زیرا که دردکترین ایدئولوژیک احزاب راست گرای اسرائیلی پذیرش دولت فلسطینی امکان پذیرنیست. ازسوئی دیگراز آنجایی که عربستان خود را یکی ازمهمترین  بازیگران منطقه ای درعرصه بازی های سیاسی-استراژیک منطقه می داند واز اینکه دراین پیمان زیر چتراسرائیل قرارگیرد، ناخشنود است. علاوه براین عربستان پیوستن خود را دراین پیمان مشروط به آغاز تحقیقات هسته ای درخاک خود وپذیرش آن ازسوی ایالات متحده امریکا واسرائیل کرده است. ازاین شرط چنین می توان استنباط کرد که عربستان هدفی جزایجاد توازن استراتژیک با اسرائیل و ایران ندارد. اما ایالات متحده امریکا واسرائیل نسبت به این شرط عربستان روی خوشی نشان نداده اند. بنابر این با وجود فشار های ایالات متحده امریکا ، عربستان هم چنان از پیوستن به پیمان ابراهیم سرباززده وتلاش های ایالات متحده امریکا  تاکنون ناموفق بوده است. هرچند که عربستان از سال 2019 بطورغیررسمی با اسرائیل روابط امنیتی برقرارکرده ونیزفضای هوایی خود را برروی پروازهای  خطوط هوایی اسرائیل باز نموده است. ازدیگرموانع پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم نقش واعتبارمذهبی وسیاسی عربستان درمیان کشورهای اسلامی است. بنابراین رابطه علنی این کشور با اسرائیل می تواند اعتبارمذهبی-سیاسی این کشوردرمیان کشورهای اسلامی کاهش دهد.

 پیوستن زود هنگام امارات متحده عربی به پیمان ابراهیم و نیز دخالت ها وماجراجویی های منطقه ای آن از جمله ورود آن درجنگ یمن ونقش اخیرآن درجنگ سودان وحمایت آن ازنیروهای حمایت سریع برهبری ژنرال حمیدتی و نیز حمایت مالی امارات متحده عربی ازاتیوپی درساختن سد النهضه بر رود نیل برای محروم ساختن مصر از آب رود نیل وبه تیع آن تضعیف مصردرچهارچوب سیاست های اسرائیل صورت می گیرد تا کشورمصرکه می توانست نقش استراتژیک درمنطقه وجهان عرب بازی کند، ازصحنه رقابت منطقه ای خارج نماید. تلاش های دیپلماتیک اخیرعربستان دراتحادیه عرب برای حمایت از پیوستن سوریه به این پیمان در چهارچوب رقابت ها وصف بندی های سیاسی- استراتژیک در ایجاد توازن سیاسی درمنطقه صورت می گیرد. حمایت عربستان و نیزمصراز ژنرال عبدالفتاح البرهان درجنگ داخلی سودان، رقابت با امارات متحده عربی است که درزمین اسرائیل بازی می کند. قبل ازشروع جنگ داخلی چند هفته ای اخیر درسودان، ایالات متحده امریکا وامارات متحده عربی با فشارسیاسی و تطمیع اقتصادی تلاش نمودند که سودان را در پیوستن به پیمان ابراهیم ترغیب نمایند. اما به دلیل رقابت بین رهبران نظامی سودان یعنی ژنرال البرهان وژنرال حمیدتی تلاش ایالات متحده ومصرواسرائیل وامارات متحده عربی برای پیوستن سودان بطوررسمی به پیمان ابراهیم بی نتیجه ماند. اما نگفته نماند که سودان چندی است که با اسرائیل روابط غیررسمی برقرارکرده است.

 از سوی دیگر نزدیکی ایران وعربستان وتلاش ایران برای گشایش رابطه سیاسی خود با بحرین درساحت این شطرنج منطقه ای صورت می گیرد. مراکش نیزکه خواستاربه رسمیت شناخته شدن اشغال صحرای غربی توسط کشور های غربی است، به پیمان ابراهیم پیوست تا ازسوی ایالات متحده واسرائیل مورد حمایت سیاسی قرار گیرد. واز سوئی دیگربا توجه به رقابت های سیاسی ونظامی میان مراکش و الجزایر، مراکش می تواند با پیوستن به پیمان ابراهیم سلاح های پیشرفته تری را از اسرائیل وایالات متحده دریافت نماید. ناتوی-ابراهیمی اهدافی را بشرح زیر دنبال می نماید:

1. منزوی کردن ایران

2. کاهش نفوذ چین وروسیه درمنطقه خاورمیانه

3. دست یابی اقتصادی اسرائیل به بازار کشورهای منطقه از طریق صدور کالا و نیزفروش اسلحه وازهمه مهمتر حل مسئله فلسطین در چهارچوب خود گردانی-کانتونی. زیرا که تشکیل دولتی فلسطینی می تواند اسرائیل را با کاهش سهمیه آب 70 درصدی آن از رود اردن روبروساخته و این کشوررا با مشکل بزرگ کم آبی روبرو نماید.

4. هژمونی وبرتری اسرائیل درخاورمیانه وپیروی کشورهای عرب ازسیاست های ایالات متحده واسرائیل

اما آنچه که می تواند ناتوی-ابراهیمی را خنثی و یا اینکه توازنی استراتژیک درخاورمیانه شکل دهد، تشکیل پیمان منطقه ای سوریه-عراق-عربستان-ایران ومصر است که هم ازتوانایی نظامی واقتصادی وسیاسی سنگینی درمنطقه برخوردارند وهم این پیمان می تواند درچانه زنی درعرصه سیاسی واقتصادی جهانی مستقل عمل نموده وزمینه ساز شکل گیری یکی ازقطب های قدرت درجهان چند قطبی آینده گردد. اما آنچه به ایران برمی گردد، جمهوری اسلامی باید پوسته متوهم سیاسی-فرهنگی ایدئولوژیک خود را بدورریخته ورقابت را درعرصه شطرنج منطقه ای وجهانی را براساس منافع ملی تنظیم نماید. وبا کشورهای منطقه بویژه کشورهای هم پیمان براساس احترام متقابل رفتار نموده وازتقویت گروه های شبه نظامی دست کشیده ویا اینکه هم پیمانان شبه نظامی خود را به مشارکت سیاسی و مدنی درکشورهای عراق، سوریه و لبنان ویمن تشویق نماید. علاوه برتغییررفتارایران درمنطقه، اسرائیل نیزباید تخیل سیاسی-ایدئولوژیک خود که براساس ایدئولوژی افسانه ای ومرده ی ازنیل تا فرات وبه طبع آن کوچک کردن کشورهای منطقه با هدف فراهم آوردن زمینه برتری منطقه ای خود، را پایان یافته اعلام نموده و سیاستی واقع گرایانه را دردکترین سیاسی خود بگنجاند. هم چنان برای اسرائیل نیکوست که شکل گیری دولت فلسطسینی را برسمیت شناخته وبرای حضورخود به عنوان عضوی ازخانواده کشورهای خاورمیانه وزن ژئوپولیتیک واستراتژیک خود را درمنطقه بهتردرک نموده وازافسانه بلند پروازی های خود دوری جسته وبرزمین خاورمیانه فرودی خردگرایانه و واقعی بنماید.

سخن پایانی

دوران شکل گیری هم پیمانی براساس هم پیمانی ایدئولوژیک پایان یافته است ودوران جهان تک-امپراطوری وپایان تاریخ-فکویامایی رنگ باخته است.  ولی کماکان ایالات متحده واروپا دچار توهم  جهان تک قطبی، غرب محوروبرتری نژاد سفید هستند. اما تاریخ این توهم را خواهد شست و به فراموشی خواهد سپرد.جهان چند قطبی درآینده واقعیتی مسلم است ودرجهان چند قطبی آینده انعطاف دیپلماتیک وهم پیمانی منطقه ای وتوازن استراتژیک میان-منطقه ای می تواند منافع ملی کشورها ازجمله کشورهای خاورمیانه را تامین نماید. اینکه نقش کشورها دراین چهارچوب منطقه ای ویا هم پیمانی منطقه ای چگونه می تواند تعریف شود، خود به وزن ژئواستراتژیک ونیزتوانایی های اقتصادی-سیاسی-فرهنگی آنها بستگی دارد.

اما برای سیاستمداران-روشنفکران وشهروندان خاورمیانه ای  نیز بهترآنست، که عصبیت قبیله ای را بدورریخته و قرائتی نوین از تاریخ درهمه ی ابعاد آن سرلوحه اندیشه خود قراردهند.این امرمی تواند به اتحاد وهم پیمانی و همکاری درسطوح مختلف سیاسی-اقتصادی-فرهنگی-اجتماعی کشورهای منطقه کمک نماید.                                                                                                               

The events in this year

سال ۲۰۲۳ و اتفاقات پیش رو

در سال ۲۰۲۳ ازطرفی حوادث سیاسی-اقتصادی سال پیش ادامه یافته و اما از سوی دیگر حوادثی اقتصادی-سیاسی نوینی ظهور خواهند کرد. در این میان پوپولیسم سیاسی به حیات خود ادامه خواهد داد. در حوزه اقتصادی، رکود اقتصادی عمیق تر گشته و بدهی دولتها افزایش خواهد یافت. وبا افزایش نرخ بهره ونرخ تورم در سه ماهه اول سال روبرو خواهیم شد. اما از تابستان سال ۲۰۲۳ به دلیل احتمالی بازگشت طرف‌های  درگیردرجنگ اوکراین به پای میز مذاکره و بهبود تامین عرضه کالا از سوی چین و نیز کاهش تقاضا برای نفت و گاز ودر نتیجه کاهش قیمت نفت وگاز، نرخ تورم و نرخ بهره کاهش خواهند یافت. اما با افزایش فقر و شکاف طبقاتی در جهان زمینه برای ادامه سیاست‌های  پوپولیستی هموارتر خواهد شد. سیاست‌های  محافظت گرایی اقتصادی (پروتکشنیسم) کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا به دلیل نگرانی از دست دادن انحصار تکنولوژی پیشرفته و به تبع آن از دست دادن بازار به چین بیش از پیش تجارت آزاد را مورد تهدید قرار خواهد داد و به جنگ اقتصادی دامن خواهد زد.ایالات متحده سیاست عدم وابستگی اقتصادی به چین را ادامه داده و در تولید کالاهای سبز و نیز تکنولوژیهای پیشرفته سرمایه گذاری‌های  زیادی خواهد کرد و شرکت‌های  تولیدی که تکنیک سبز را در تولید خود بکار گیرند، بیشتر سوبسیده خواهد نمود.در سال ۲۰۲۲ سیاست مبارزه با کوید-۱۹ در چین در زنجیره تامین عرضه کالا در اقتصاد جهان اختلال ایجاد کرد و بحران و رکود اقتصادی را شدت بخشید. اما سیاست‌های  کرونایی اخیر چین این معضل را بهبود خواهد بخشید. از سوئی توهم روسیه در ایجاد روسیه قدرتمند و شکل دهی نظم نوین بین الملل و تجاوز به اوکراین و هم چنین فرصت طلبی غرب برای گسترش ناتو و عضوگیری اوکراین در ناتو موجب جنگ و در نتیجه بحران اقتصادی در جهان گردید. تجاوز نظامی روسیه به اوکراین از سوئی صادرات محصولات غذایی از این دو کشور به بازار جهانی را کاهش داده وازسوئی دیگربا تحریم روسیه، صادرات نفت و گاز روسیه به اروپا کاهش یافت واین دو عوامل موجب افزایش قیمت‌‌ها و کمبود کالا و افزایش روزافزون فقر در جهان گردیدند. امابا توجه به عدم پیروزی روسیه و اوکراین در این جنگ و هزینه‌های  سنگین انسانی-اقتصادی برای هر دو کشورونیز تاثیر جنگ بر اقتصاد جهان، دو کشور دیگر طرف‌های  درگیر این جنگ در سال ۲۰۲۳ احتمالا بر سرمیزمذاکره خواهند نشست. اما هر چند بزرگترین تهدیدها در سال ۲۰۲۳ تهدیدهای سیاسی هستند و این تهدیدها مسلمن در اقتصاد جهان تاثیر خواهد گذاشت. اما تغییر و یا پایان برخی از سیاست‌های  سال گذشته می تواند به بهبود شرایط اقتصادی در جهان بیانجامد.

در اینجا برخی از مسائل سیاسی و اقتصادی که احتمالن در سال ۲۰۲۳ رخ خواهد داد، بشرح زیر آورده شده اند:

ا.  در سال ۲۰۲۳ با توجه به تغییر در سیاست جدید چین در مبارزه و کنترل کووید-۱۹، احتمالن گشایشی در تامین عرضه کالا ایجاد خواهد شد. اما چین با سرمایه گذاری در کشورهای آسیایی و همچنین پیشرفت در عرصه نظامی تهدیدی جدی برای ژاپن و هند خواهد بود.

۲. سال نو را با حمله طرفداران بولسرانو به مجلس سنای برزیل و ورود غیرقابل پیش بینی وزیر اسرائیلی آقای بن غفیربه مسجد الاقصی آغاز نمودیم. بنظرمیرسد که این رفتارهای پوپولیستی در آغاز سال نو نشانگر استمرار سیاست‌های  پوپولیستی در جهان درسال ۲۰۲۳ باشد. بنابراین در عرصه سیاسی، سیاست‌های  پوپولیستی استمرار یافته وبا حضور چهره‌های  نو-پوپولیست در عرصه سیاست ما شاهد پلاریزاسیون سیاسی در برخی کشورها خواهیم بود.

۳. اما هند با برخورد دوگانه یعنی هم ادامه خرید نفت و گاز از روسیه و هم تقاضای کمک نظامی از غرب به عبارتی سیاستی غیر متعهدانه اختیار کرده است، و بنابراین در کنار ژاپن و دیگر کشورهای آسیایی برای ایجاد توازنی نظامی-سیاسی در مقابل چین قرار خواهد گرفت. از سوئی دیگردولت پوپولیست هند همچون دیگر سیاستمداران پوپولیست در کشورهای اروپایی و برزیل به سیاست ضد دموکراتیک خود ادامه  خواهد داد.

۴. از شگفتی‌های  سال ۲۰۲۳ میلیتاریزه شدن ژاپن وظهورآن به عنوان بازیگری ژئوپلتیک در آسیا خواهد بود. ژاپن دو درصد از تولید ناخالص ملی خود را به سرمایه گذاری در تولید اسلحه ونیز خرید اسلحه اختصاص خواهد داد و با ایالات متحده آمریکا جهت جلوگیری از بحران‌های  سیاسی در آسیا همکاری استراتژیک خواهد نمود.

۵. اتحادیه اروپا

در سال ۲۰۲۳، بخشی از سیاست اقتصادی اتحادیه اروپا احتمالن برای یافتن راه حل‌هایی برای مقابله با طرح یارانه‌های بالای ایالات متحده برای فناوری‌های سبز، متمرکز خواهد بود، اما قوانین مالی، سیاست تجاری، بازسازی اوکراین نیز در فهرست برنامه‌های اقتصادی این اتحادیه قرار خواهند داشت. آنچه مسلم است نرخ تورم و نرخ بهره در سه ماهه سال ۲۰۲۳ در اروپا افزایش خواهد یافت و اروپا نیز از رکود اقتصادی رنج خواهد برد. و احتمالن جنگ تجاری بین ایالات متحده  آمریکا  و اروپا به دلیل سیاست پروتکشنیستی اقتصادی ایالات متحده  آمریکا ، شدت خواهد گرفت.

۶.  لاتین  آمریکا 

در سال‌های  اخیر، رای دهندگان آمریکای لاتین به نامزدهای چپ درآرژانتین، بولیوی، برزیل، شیلی، کلمبیا، هندوراس، مکزیک و پرو رآی داده ‌اند. پیروزی‌ آن‌ها این تصور را دامن زده است که همچون دگرگونی ایدئولوژیک دو دهه پیش، زمانی که رهبرانی مانند هوگو چاوز ونزوئلا و اوو مورالس بولیوی، سیاست‌های منطقه را به شدت تغییر دادند، این بار هم ما با دگرگونی‌های ی مشابه روبرو خواهیم بود.اما شرایط  سیاسی و اجتماعی در این کشور‌‌ها نشان می دهد که اولاً، شواهد کمی دال بر ترجیحات ایدئولوژیک در میان رأی دهندگان وجود داشته باشد. برای این مشاهده می کنیم که رهبری چپ گرا چون پدرو کاستیو در انتخابات پروپیروز می گردد. اما چپ گرایی دیگری مانند گابریل بوریک در شیلی، به سرعت محبوبیت خود را از دست داده است. در انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل در اکتبر، رئیس‌جمهور سابق لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رقیب راست افراطی خود، ژایر بولسونارو را به سختی شکست داد ولی بسیاری از متحدان بولسونارو کرسی‌های زیادی در کنگره را به دست آوردند. ثانیاً، برخلاف اوایل دهه ۲۰۰۰، رهبران چپ‌گرای جدید آمریکای لاتین در زمان رکود اقتصادی در این کشورها قدرت سیاسی را بدست گرفته‌اند. رشد اقتصادی در آمریکای لاتین از دوران همه‌گیری کرونا رو به کاهش بوده است. اقتصاد کشورهای این منطقه از کاهش رشد اقتصادی در جهان، تورم بالا و بدهی اقتصادی ناشی از کووید-۱۹ رنج می‌برند. بنابراین با توجه به مشکلات اقتصادی نامبرده رهبرانی مانند گوستاوو پترو در کلمبیا در تحقق وعده‌های  انتخاباتی برای کاهش نابرابری با دشواری روبرو خواهد شد.

۷. آفریقا

اقتصاد آفریقا در مسیر بهبودی از اثرات همه‌گیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۲ بود. اما شوک‌های داخلی و خارجی چون شرایط نامساعد جوی، حمله ویرانگر ملخ ها، و تهاجم روسیه به اوکراین به رکود اقتصادی در آفریقا دامن زد. این عوامل موجب افزایش تورم در آفریقا شده و هزینه استقراض را برای کشورهای آفریقایی را افزایش دادند. اقتصادهای مهم و رو به رشد آفریقا مانند آفریقای جنوبی و نیجریه  اکنون با رشد پایین اقتصادی روبرو بوده وبسیاری ازکشور‌های  آفریقایی حجم بدهی بالایی دارند. ​​نسبت بدهی بخش دولتی به تولید ناخالص ملی کشورهای آفریقایی بطور متوسط در سال ۲۰۲۲ بالای ۶۰ درصد بوده است. وبه دلیل وجود مشکلات اقتصادی در چین دوران وام‌های  بزرگ و پروژه‌های  بزرگ با حمایت دولت چین در آفریقا، با وجود سرمایه گذاری‌های  بخش خصوصی چین در این قاره، احتمالن کاهش خواهد یافت. کشورهای آفریقایی که بدهی مالی بالایی دارند، به سیاست استقراض در سال ۲۰۲۳  ادامه خواهند داد. بنابراین دولت‌های  آفریقایی قادر به افزایش هزینه‌‌ها در بخش‌های  رفاه عمومی نخواهند بود و فقر و شکاف طبقاتی در آفریقا شدت خواهد گرفت. مضافن رقابت ژئوپلیتیکی در آفریقا میان قدرت‌های بزرگی مانند چین، روسیه، ایالات متحده و اتحادیه اروپا و همچنین میان قدرت‌های متوسط مانند ترکیه، ژاپن و کشورهای حوزه خلیج فارس در سال ۲۰۲۳ تشدید خواهد شد.

۸. خاورمیانه

سال ۲۰۲۳ سال آب و هوا در خاورمیانه است. کنفرانس همکاری میان کشورها برای بهبود آب و هوا در جهان در مصر برگزار گردید، اما تلاش کشورهای غربی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به دلیل عدم همراهی دیگر کشورها از جمله مخالفت کشورهای تولید کننده هیدروکربن مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی و نیز ادامه توسعه میدان‌های  گازی در آفریقا و مصر ناموفق ماند. در نوامبر ۲۰۲۳، کشورهای جهان برای بررسی وضعیت آب و هوا در جهان در ابوظبی گرد هم خواهند آمد، و احتمالن بررسی وضعیت بحرانی آب و هوا در خاورمیانه از موضوعات اصلی این کنفرانس خواهد بود.به سبب تجاوز روسیه به اوکراین و محاصره اقتصادی روسیه از سوی کشورهای غربی، نقش قطر برای صادرات گاز مایع طبیعی به کشورهای اروپایی پررنگ خواهد شد و صادرات گاز طبیعی از سوی قطر و ایالات متحده  آمریکا  جای صادرات انرژی روسیه را پر خواهد کرد. در سال ۲۰۲۲ چند کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا با بحران‌های اقتصادی روبرو بودند. این کشورها با کمبود مواد غذایی ومنابع انرژی مواجه گشتند، که این خود موجب افزایش غیرقابل کنترل نرخ تورم و نیزکاهش ارزش پول ملی این کشورها گردید.مصر تنها کشوری در خاورمیانه است که بیشترین آسیب را از جنگ در اوکراین متحمل شده است. روسیه، اوکراین و بلاروس بزرگترین تامین کنندگان غلات ونیز گردشگران مصر هستند. مصر به طور متوسط ​​سالانه چهار میلیون تن گندم مصرف کرده و جز پنج کشور اول وارد کنندگان گندم در جهان است. حداقل ۸۰ درصد واردات گندم مصر از روسیه و اوکراین است. از سویی دیگر، بخش گردشگری مصر که بیش از ۹ درصد از تولید ناخالص داخلی مصر را تشکیل می دهد، به گردشگران روسی و اروپای شرقی وابسته است.، که به دلیل جنگ سفر این گردشگران به مصر برای گذراندن تعطیلات کاهش یافت. و به دلایل یاد شده، مصر با نرخ تورم بالا ، بیکاری و فقر و شکاف طبقاتی در سال3 ۲۰۲ دست و پنجه نرم خواهد کرد.

در سال ۲۰۲۲ ترکیه نقش مهمی در کاهش تاثیر جنگ در حوزه‌های  اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی بر سایر نقاط جهان ایفا کرده است. ترکیه نقش میانجی در مذاکرات بین روس‌ها و اوکراینی‌ها و حفظ امنیت در دریای سیاه در برابر پیامد‌های  جنگ و عبور کشتی‌‌های   باری غلات که از اوکراین به کشورهای دیگر سفر می‌کنند، تسهیل نموده است و این کار بنوبه خود موجب نجات میلیون‌ها نفر از قحطی در جهان شده است. درسال ۲۰۲۲، ترکیه همچنین توانست روابط گسسته خود را با عربستان سعودی، امارات، اسرائیل و مصر ترمیم نماید. که در این میان بهبود رابطه بین مصروترکیه، می تواند راه را برای تعادل ژئوپلیتیکی جدید در منطقه مدیترانه شرقی هموار نماید. مضافن، ترکیه می تواند نقش بازیگری استراتژیک در ایجاد تعادل در روابط میان رقیبان سیاسی همچون ایالات متحده -اروپا و روسیه و اوراسیا و نیز میان رقبای سیاسی در خاورمیانه و آسیای جنوب غربی بازی نماید.انتظار می رود که درگیری‌‌ها در لیبی، سوریه و یمن کاهش یابد. مذاکرات میان ایران و عربستان می‌تولند به کاهش تنش‌‌ها در یمن و سوریه کمک نماید و هم چنین نزدیکی امارات متحده عربی به سوریه و کمک در بازسازی این کشور به بهبود شرایط در سوریه می انجامد. تلاش‌های  اتحادیه اروپا در لیبی و نیز خروج نیروهای طرفدار روسیه از لیبی به دلیل نیاز روسیه به سربازان واگنر در جنگ اوکراین، شاید بتواند از شدت جنگ در لیبی بکاهد. اما با توجه به پیروز شدن حزب راست افراطی در اسرائیل و نیز ادامه شهرک سازی در مناطق اشغالی فلسطینی و ضعف شدید سیاسی-اقتصادی دولت خودگردان فلسطینی در کرانه غربی هرگونه راه حل و مذاکره برای ایجاد دو دولت در سال ۲۰۲۳ و شاید آینده وجود نخواهد داشت.

اما در ایران لمپن-الیگارش‌های  نظامی و غیرنظامی به سرکوب و غارت منابع کشور مشغول و قصد رها کردن خوان باد آورده‌ای را که به اسم مستضعفین کسب کردند، نخواهند بود. از سویی دیگر بنظر نمی‌رسد اپوزیسیون ایرانی زبانی مشترک برای اتحاد و کنارزدن رژیم را پیدا کرده باشد و همچنان با نارسیسیسم سیاسی و طرح خواسته‌های  غیر عقلائی خود برای یافتن راه حلی مقبول همگان برای اتحاد، به ادامه حیات سیاسی رژیم کمک خواهد نمود. از سوئی بنظر میرسد که گفتمان پوپولیسم سیاسی جهانی نیز بر نگرش و عملکرد اپوزیسیون ایرانی از چپ تا راست آن گرفته،   تاثیر گذار است. و از سوئی دیگر احزاب اپوزیسیون ایرانی از پختگی دموکراتیک، که برای چانه زنی سیاسی دموکراتیک ضرورت دارد، برخوردار نیستند.

منابع

۱. بانک جهانی۲۰۲۲ 

۲. صندوق بین المللی پول۲۰۲۲

۳. موسسه اوکسفام ۲۰۲۲

۴. ریچارد هاس پروجکت سیندیکات ۲۰۲۳

Arabic-Nato and Iran

iran-emrooz.net | Tue, 30.10.2018, 10:17

ناتوی عربی و ایران

سه شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷
گردهمایی اخیر وزرای خارجه کشورهای حوزه خلیج فارس به رهبری وزیر دفاع ایالات متحده امریکا جیمز متیس در منامه پایتخت بحرین برگزار شد. این گردهمایی ادامه گردهمایی است که در کویت با حضور سران نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس، مصرواردن به رهبری فرمانده نیروهای مسلح ایالات متحده امریکا ژوزف فوتیل برگزار گردید.هدف عمده این گردهمایی سرعت بخشیدن به شکل گیری ناتوی عربی برای مقابله با ایران و برآیند آن اجرای قرارداد قرن برای تحمیل شروط استعماری ترامپ و دولت اسرائیل به فلسطینیان می باشد. ایا مقابله با ایران فقط با بیرون راندن ایران از سوریه و عراق و با خلع ید حزب الله در لبنان امکان پذیر خواهد بود؟ و یا اینکه هدف اساسی ناتوی عربی به رهبری ایالات متحده آمریکا حمله به خک ایران و در نتیجه تجزیه و خرد کردن کشور ایران است؟
در هفته‌های اخیر با سفر ناتانیاهو به کشور عمان و ملاقات با قابوس در مسقط و سفر ورزشکاران اسرائیلی به امارات متحده عربی و قطر، ما شاهد شکل‌گیری پیمانی میان اسرائیل و دولت‌های حوزه خلیج فارس بانضمام اردن و مصر هستیم، که ستون فقرات این پیمان نظامی را دولت اسرائیل تشکیل می‌دهد. اما سئوال این است که هدف این پیمان نظامی که به ناتوی عربی معروف شده چیست؟
کشور‌های حوزه خلیج‌فارس بویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین مرتب بر طبل خطر “هلال شیعی” برای ایجاد وحدت ملی در سایه ادامه دیکتاتوری شیوخ کوبیده‌اند و هنگامی که شهروندان این کشورها به دلیل کمک ایران به حماس و دیگر گروه‌های سنی‌مذهب در مورد شکل‌گیری هلال شیعی، دچار تردید می‌گردند، عربستان، بحرین و امارات متحده عربی به تبلیغ و ایجاد ترس در میان کشورهای عربی در بکارگیری گفتمان “توسعه طلبی امپراطوری فارسی” می‌پردازند. این گفتمان در گردهمایی منامه برای یکی کردن صفوف کشور‌های حوزه خلیج فارس مورد توجه کشورهای شرکت کننده قرار گرفته و تلاش ایالات متحده آمریکا براین بود که اتحاد عملی برای چگونگی نوع تعامل با ایران از سوی کشورهای عربی شرکت کننده بوجود آید. پیشتر، میان کشورهای عمان و کویت از سویی و عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین از سویی دیگر برسر چگونگی تعامل با ایران اختلاف‌نظر وجود داشت و قطر که از تحریم‌های اقتصادی عربستان و امارات متحده عربی رنج می‌برد، با میانجی‌گری ایالات متحده آمریکا آرام آرام به شورای همکاری خلیج فارس باز می‌گردد. مصر و اردن که با مشکلات اقتصادی شدیدی دست و پنجه نرم کرده و درگیر مشکلات سیاسی داخلی، تروریسم و رشد سلفی‌گری هستند، با توجه به کمک‌های اقتصادی از سوی عربستان و امارات متحده عربی به این پیمان روی خوشی نشان داده و خواستار پیوستن به ناتوی عربی هستند. ناگفته نماند که تلاش برای سامان دادن و تشکیل ناتوی عربی بسیار به تشکیل پیمان‌های نظامی این کشورها پیش از حمله نظامی به عراق، لیبی و یمن شباهت دارد.


اهداف ناتوی عربی
هدف از هرگونه پیمان دفاعی ایجاد ساز و کاری برای هماهنگی و همکاری بیشتر در زمینه‌های مختلف نظامی برای تامین امنیت جمعی کشورهای عضو پیمان است. آز آنجایی‌ که بعد از حمله ایالات متحده آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۱ پیوسته، قدرت منطقه‌ای جایگزینی از سوی ایالات متحده آمریکا برای مقابله با ایران وجود نداشت، که ایران را در محدوده‌ی جغرافیایی خود مهار نماید. شورای همکاری خلیج‌فارس مرکب از شش کشور عربی عربستان‌سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، قطر، عمان و کویت که در ۲۵ می ۱۹۸۱ میلادی و با هدف  یکپارچگی اقتصادی و نظامی تشکیل شد، در سال‌های گذشته هرگز نتوانست بعنوان خاکریزی علیه ایران عمل نماید. اما این بار با تلاش و پیگیری ایالات متحده و اسرائیل تلاش بر این است که با پیوستن اسرائیل، مصر و اردن به کشورهای حوزه خلیج فارس پیمانی که به ناتوی عربی مشهور گشته را برای مقابله و مهار ایران ایجاد نمایند. دو کشور عمان و قطر پیوسته تلاش داشته‌اند که نوعی توازن در رابطه خود با ایران حفظ نمایند. اما سئوال این است که آیا عمان قادر خواهد بود این نقش دوگانه را همچنان حفظ نماید؟ اخیرا یوسف بن‌علوی وزیر خارجه عمان به اسرائیل رفته و با محمود عباس ملاقات نموده و پیامی را از سوی ایالات متحده و اسرائیل به محمود عباس که مخالف خواسته‌های تحمیلی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و عربستان است،  تسلیم نمود. آنگونه که بنظر می‌رسد این پیام در مورد قرارداد صلحی است که به “قرارداد قرن” معروف گردیده که پیش از این توسط ایالات متحده آمریکا به کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس پیشنهاد و اما خواستار تحمیل آن به  فلسطینیان بود.
اهداف ناتوی عربی را می‌توان در نکات زیر خلاصه نمود:
۱. محاصره ایران و اجبار آن برای بازگشت به مرز‌های جغرافیایی خود و خروج اجباری از سوریه (با همکاری روسیه و ترکیه و کشور‌های اروپایی) و عراق و محدود کردن نفوذ ایران در لبنان و یمن (ناگفته نماند کشور عمان روابط حسنه‌ای بطور مخفیانه با حوثی‌ها دارد).
۲. فروش اسلحه‌های پیشرفته به کشورهای حوزه خلیج فارس و سرعت بخشیدن به رقابت تسلیحاتی میان ایران و این کشورها. با سرعت بخشیدن به رقابت تسلیحاتی ایران را مجبور به افزایش بودجه نظامی کرده و از نظر اقتصادی ازپای‌ درآورند. ناگفته نماند با توجه به بحران و محاصره اقتصادی ایران بنظر نمی‌رسد ایران توانایی افزایش بودجه نظامی خود را داشته باشد.
۳. محدود کردن اقتصادی ایران از طریق وارد کردن عمان به این پیمان (کشورعمان تنها منفذ اقتصادی باقی‌مانده در دریای عمان برای ایران است) و محاصره ایران با نزدیک‌تر شدن به تنگه هرمز از طریق عمان (نیمی از تنگه هرمز در دست عمان است).
۴. با خارج کردن ایران از گردونه نفوذ منطقه‌ای خود، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و کشور‌های حوزه خلیج فارس بویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی قادر خواهند بود که قرارداد قرن را به فلسطینیان تحمیل نمایند.
۵. افزایش فشار سیاسی به ایران از راه ترغیب سوریه و عراق و لبنان برای ورود به این پیمان. تشویق سوریه، عراق و لبنان برای پیوستن به این پیمان دفاعی همراه با مشوق‌های اقتصادی برای بازسازی دو کشور ویران شده عراق و سوریه و کمک به اقتصاد بحران‌زده لبنان خواهد بود. البته امروزه با توجه به نفوذ ایران در این سه کشور پیوستن این کشورها به ناتوی عربی سخت امکان‌پذیر است.
ایران و رویکرد آن در مقابل ناتوی عربی
تنها راه باقی‌مانده برای ایران در پیش گرفتن سیاست چندجانبه‌گرایی در سطح منطقه و جهان است. ایران با توجه به وجود شکاف میان ترامپ و دولت‌های اروپایی بایستی به تقویت روابط خود با کشور‌های اروپایی ادامه دهد و همچنان به پای‌بندی خود بر برجام تاکید نماید. در سطح منطقه‌ای تلاش خود را برای نزدیکی خود به عمان باز نگه دارد و از شدت‌گیری شکاف بین چین و ایالات متحده  آمریکا استقبال و روابط سیاسی خود را با چین تقویت نماید. لازم به تذکر است که روشن نیست که چین و روسیه چگونه با توجه به اهداف استراتژیک دراز مدت خود در سطح جهان، با ایالات متحده رفتار خواهند کرد . اما با توجه به افزایش فروش اسلحه ایالات متحده آمریکا به تایوان بار دیگر، درگیری‌های لفظی شدیدی میان چین و ایالات متحده آمریکا درگرفته است و از آنجایی‌که دکترین سیاسی-نظامی ایالات متحده آمریکا در دراز مدت  بر مهار چین استوار است، بنظر می‌رسد که تنش میان چین و ایالات متحده آمریکا فروکش نخواهد کرد. اما هر چند سیاست تهاجمی ایالات متحده آمریکا در قبال روسیه فرصت نزدیکی ایران به روسیه را فراهم کرده است اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که روسیه بنابر منافع ملی خود در شرایط مختلف پشت ایران را خالی نموده و “ایران ضعیف” را بعنوان کارتی برای امتیازگیری از غرب در چنته بازی سیاسی خود نگه داشته است. اما در شرایط فعلی، ایران راهی جز ادامه رابطه خود با روسیه ندارد.

سخن پایانی
با توجه به شکل‌گیری پیمان دفاعی عربی، فشار اقتصادی و سیاسی بر ایران شدت خواهد گرفت. اقتصاد ایران که از محاصره شدید اقتصادی و مشکلات ساختاری رنج می‌برد، با شکل‌گیری پیمان دفاعی عربی، مشکلات اقتصادی ایران افزایش خواهد یافت. اما سئوال این است که آیا اقتصاد ایران توانایی عبور از این بحران را خواهد داشت؟ آیا کشورهای اروپایی که خواستار کمک به ایران به دلیل پای‌بندی ایران به برجام هستند، موفق خواهند بود اقتصاد رنجور ایران را نجات دهند. تاثیر احزاب پوپولیست راستگرای اروپایی بر تصمیمات سیاسی در اتحادیه اروپا چه خواهد بود؟ و آیا روسیه در عرصه شطرنج سوریه، ایران را با نزدیکی خود به اروپا و ترکیه تنها نخواهد گذاشت؟ و سرنوشت فروش نفت ایران بعد از اجرایی‌شدن تحریم‌های شدیدتر در ماه نوامبر چه خواهد بود؟ و آیا ما در آینده با فروپاشی اقتصادی ایران و یا با درگیری مستقیم میان ایران و پیمان دفاعی عربی به سرکردگی اسرائیل و ایالات متحده آمریکا روبرو خواهیم شد؟ پاسخ به سئوالات مطرح شده با توجه به شرایط بحرانی منطقه‌ای و جهانی بسیار سخت و گمانه‌زنی را در این مورد دشوار بنظر می‌رسد. تنها باید گفت که با توجه به بحران اقتصادی جهانی پیش‌رو، کاهش رشد اقتصادی در سال ۲۰۱۹ خطر و امکان درگیری در سطح منطقه‌ای و جهانی دور از دسترس نیست.

حمله روسيه به دولت اكراين

با كمال تاسف حركت جهان بسمت چند قطبى شدن موجب قربانى شدن مردم اكراين شده است
آنچه آزار دهنده است فعال نبودن ديپلماسى و عدم تلاش كشور ها مخصوصن كشور هاى اروپايي در يافتن راه حلى مسالمت آميز براى حل مشكل حمله روسيه به اكراين هستيم ( با توجه به اينكه بسيارى از كشور هاى اروپايي و ايالات متحده امريكا نگران دخالت نظامى و پى آمد هاى آن هستند).
متاسفانه اشتباه مكرر ايالات متحده امريكا و كشور هاى اروپايي مخصوصن فرانسه و انگليس و استفاده از زور و قدرت نظامى در خاورميانه( در كشور عراق، ليبى، ) زمينه را براى استفاده از زور و قلدر مابى روسيه را هموار نموده است. با كمال تاسف شعار دفاع از دنياى آزاد و دموكراسى و انتخاب آزاد كشور ها هميشه در چهارچوب قدرت و هژمونى نظامى و صنعتى و اقتصادى همراه بوده است. در شرايط فعلى هر چند كه تحريم هاى اقتصادى بر اقتصاد كشور روسيه موثر خواهد بود ولى با كمال تاسف بسيار از قربانى شدن مردم اكراين كه بشدت ضد انسانى ست، جلوگيرى نخواهد كرد.

اما هر چند حمله روسيه به كشور مستقل اكراين از نظر حقوق بين الملل و نيز از جنبه انسانى كاملن محكوم است، اما احتمالن نتايج اين حمله به شرح زير خواهد بود:
١. در صورت موفقيت حمله روسيه به اكراين ، كه فعلن بعيد بنظر مى رسد ، روسيه بعنوان قطبى از چند قطب قدرت سياسى در صحنه سياست بين المللى در آينده ظهور خواهد كرد.
٢. اتحاديه اروپا در استراتژى خود و وابستگى نظامى به ايالات متحده تجديد نظر خواهد كرد و كشور آلمان و فرانسه نقش راهبردى در شكل گيرى قطب نظامى- -اقتصادى-سياسى در اروپا بعهده خواهند گرفت .
با سرمايه گذارى ١٠٠ ميلياردى آلمان در بخش نظامى خود و نقش مركزى آلمان در رهبرى بخش اروپايي ناتو، نقش مهار روسيه و محدود نمودن آن بعنوان بازيگرى منطقه اى به آلمان سپرده خواهدشد. بنابراين ايالات متحده امريكا فرصت خواهد يافت كه با هم پيمانى با ژاپن و استراليا و هند ، چين را مهار نموده و نظام امنيتى جديدى را در اقيانوس هند و اقيانوس آرام ايجاد خواهد نمود.
٣. با توجه به موضع محتاطانه چين در رابطه با حمله روسيه به اكراين ، چين به احتمال زياد تا سال ٢٠٣٠ حركتى خزنده و آرام در سياست خارجى اتخاذ خواهد كرد.
تا سال ٢٠٣٠ به احتمال زياد چين در حوزه اقتصادى-نظامى از ايالات متحده امريكا عبور خواهد كرد. و يكى از قطب هاى سياسى-نظامى-اقتصادى بين المللى خواهد بود، هر چند كه تلاش ايالت متحده براى مهار چين ادامه خواهد يافت.

پى آمد هاى اقتصادى بحران
١. صادرات گاز روسيه به اروپا با صادرات گاز الجزاير ( الجزاير مى تواند ٣٠ درصد گاز اروپا را تامين نمايد) ، گاز مايع ايالات متحده امريكا و گاز قطر و نيز گاز كشور هاى افربقايي ديگر و شايد نيز گاز اسرائيل-قبرس-لبنان جايگزين گردد.
٢. با توجه به تغيير شرايط امنيتى در جهان ، سرمايه گذارى در بخش دفاعى افزايش خواهد يافت ، و توليد شركت هاى اسلحه سازى افزايش يافته و بخش عمده اى از بودجه كشور ها به خريد اسلحه تخصيص خواهد يافت.
در پايان من با تك تك مردم اكراين همدرد خواهم بود🌹🌹 و براى مردم اكراين رهايي از درد و رنج و نيز رهايي از سلطه قلدر ماآبانه روسيه هستم.